يحيى دولت آبادى

330

حيات يحيى ( فارسى )

توپ به آنها شليك كرده چند نفر را ميكشند و بالاخره روح القدس بدست قزاقان گرفتار مىشود در عمارت ظل السلطان هم چند نفر تفنگچى قابل هست و از آنجا تيراندازى ميكنند قشون دولت بعد از خرابى خانهء ميرزا صالح خان توپ را بخانهء ظل السلطان بسته مقدارى از جلوخان خانهء او را خراب كرده ميريزند كه خانه را غارت كنند غلام سياه ظل السلطان از بالاى عمارت تا مدتى مدافعه مىكند و بالاخره مغلوب شده غارتيان بيغما ميپردازند در اينوقت صداى تفنگ از اطراف آرام شده تنها صداى توپ بلند است كه تا سه ساعت بغروب مانده پىدرپى بانجمنهاى خالى شده و سنگرهاى نيمه‌خراب بىمجاهد توپ ميزنند و تا شب بهارستان و عمارت مجلس و تمام نقاط اطراف بهارستان و مسجد از خانهء ظل السلطان گرفته و دكاكين جديد البناى آن‌كه ادارهء روزنامهء بامداد هم جزو آنها است و خانهء ميرزا صالح خان و انجمن آذربايجان و خانهاى اطراف آن و خانهء سيد على قمى و انجمن حمّيت و انجمن مظفرى و دكاكين شمالى نگارستان و مهمانخانهء آخر نگارستان و قهوه‌خانهء مخصوص بهارستان و خانهء تاجرى كه در شمال باغ بهارستان واقع است و مسجد سپهسالار جولانگاه تعدى غارتگران گشته مردم پست فطرت اسباب نفيس قيمتى را از خانهء ظل السلطان و خانهء ميرزا صالح خان و خانهاى اطراف و از عمارت مجلس و عمارتهاى بهارستان كه پر است از ذخيره‌هاى گرانبهاى عهد ميرزا حسينخان سپهسالار همه را يغما مينمايند و اى كاش ببردن اسباب قناعت ميكردند درها و پنجره‌هاى گران قيمت را از جاى كنده مىبرند سنگهاى هزاره‌ها را كنده چوبهاى سقف را درميآورند آينه‌هاى بزرگ را از ديوارها جدا ميكنند و هركدام بزرگ است با سنگ آن را شكسته تكه‌هايش را مىبرند در عمارت بهارستان قريب سى عدد جار بلور بيست كاسه و كمتر و زيادتر و چهلچراغهاى قيمتى است همه را برده و هرچه بردنى نيست آنها را خورد مينمايند قاليهاى بزرگ سنگين وزن و سنگين قيمت را قطعه قطعه كرده تقسيم مينمايند و اين عمل با فرش بهارستان در تاريخ تكرار مىشود « 1 »

--> ( 1 ) اشاره بفرش بهارستان عمارت كسرى انوشيروان است كه عربها تكه‌تكه كرده تقسيم نمودند .